امروز هم دیر نیست ...
تعداد دفعات بازدید : 1311

تاریخ : ۱۳۹۰/۴/۱۸


 

امروز هم دیر نیست ....

هر روز صبح که از خونه می اومدی بیرون نگاهت بهش می افتاد و با خوت فکر می کردی واقعا" این هم جون داره ؟ مثل ما تشنگی ، گرسنگی و یا درد و رنج رو احساس می کنه ؟ 

ولی باز هم از کنارش با بی تفاوتی رد می شدی و وظیفه نگهداری و آبیاری به این نهال رو می سپردی به کارگران فضای سبز شهرداری .....

و این قصه ادامه داره و تو هر شب نهال رو می بینی که سرحاله ... و سالها می گذره و تو درخت شدن و محصول دادن اون رو به چشم خودت می بینی و امروز صبح وقتی از خونه می آی بیرون و نگاهت بهش می افته ناخود آگاه دستت رو دراز میکنی و یه نارنج از رو درخت می چینی ، جلوی بینی ات می بری و یک نفس عمیق می کشی ....

 

و چه دلچسب بود اگر تو هم در این رشد و به بار نشستن سهمی داشتی ، امروز هم دیر نیست !!!





نسخه چاپی  نسخه قابل چاپ ارسال صفحه به دوستان  ارسال صفحه به دوستان




طراحی و اجرا توسط شرکت تحلیل گران آمارد